ارسال نمایش نامه و قرار گرفتن در سایت با نام خودتان

شما علاقه مندان به حوزه نویسندگی نمایش نامه تئاتر میتوانید آثار خود را برای ما ارسال نمایید تا نمایش نامه ها با نام خودتان بر روی سایت نمایش نامه قرار گیرد.

لازم به ذکر است نمایش نامه های ارسالی حتما باید نوشته خودتان باشد و قبلا داخل هیچ سایتی انتشار پیدا نکرده باشد.

همچنین نمایش نامه حتما باید داخل یک فایل word باشد. (pdf نباشد)

ایمیل جهت ارسال نمایش نامه : blackthemes123@gmail.com

متن نمایشنامه کمدی بهورز نازی آباد

متن نمایشنامه کمدی بهورز نازی آباد

صحنه اتاق کار یک بهورز

                     (بهورزی جوان با عشق وعلاقه در محل کار  خود میز ووسایلش را تمیز وآماده شروع کار می کند. کاملا شاداست وآواز می خواند)

بهورز:            خانه بهداشتی بسازم چل ستون چل پنجره

                        کج کلا خاتون بشینه با یراق وسلسله......

                        (صدای در می آید)

بهورز:            بفرمایید......خواهش می کنم بفرمایید

                        (دختری وارد شده خیلی مودبانه وبا آرامش سلام می دهد)

دختر:         سلام .خسته نباشید.اومدم واکسنمو بزنم .وزحمت بکشید وضعیت دندونها ورشدم را بررسی کنید.

جهت مطالعه کامل نمایش نامه کمدی بهروز نازی آباد به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

نمایش نامه مهمان ناخوانده

نمایش نامه مهمان ناخوانده 

(صحنه آپارتمانی است که چند اتاق دارد و یک سمت آن مستراح است و سمت دیگرش آشپزخانه، مرد خانواده سر یخچال رفته و در حال خوردن می باشد که صدایی شبیه به جیک جیک ضعیفی به گوش می رسد. با شنیدن صدا گوشش را تیز می کند و به دنبال صدا می رود تا می رسد به در مستراح)

مرد: (بافریاد) چندبار بگم؟ چرا به خرج کسی نمیره؟ دوست دارین همیشه دست زور رو سرتون باشه؟

زن: (خواب آلوده وارد صحنه می شود) چته؟ چی شده نصفه شبی؟ فکر نکردی اینجا شاید آدم خوابیده باشه؟

مرد: لابد دلیلی دارم، مریض که نیستم همین جوری (صدایش را بالا می برد) هوار بکشم.

جهت مطالع کامل این نمایش نامه به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

نمایش نامه طنز سروان توپولوف مناسب دهه فجر

نمایش نامه طنز سروان توپولوف مناسب دهه فجر

نمایش نامه طنز سروان توپولوف یک نمایشنامه مخصوص تئاتر های مدارس در دوران دهه فجر میباشد.

نویسنده این اثر محمد عزیزی میباشد.

توجه شما را به مختصری از این نمایش جلب میکنم

همچنین جهت مطالعه کامل این نمایش به ادامه مطلب بروید.

پشت سر او سربازان با ظاهری بی نظم و خنده دار در یک ردیف رو به تماشاگران ایستاده اند و با صدای خُرررر بالا می روند و با صدای  پیش پایین می آیند.

یکی از سربازان از پشت سر سروان توپولوف در حال باد زدن  اوست.

بعد از سه بار خر و پف ، سروان توپولوف با صدای بلند عطسه می کند.

با صدای عطسه تمام سربازان بر زمین می افتند و بعد بلند شده و با صدای هماهنگ می گویند:

عافیت باشد قربان !

سروان توپولوف دستانش را از پشت به هم گرفته و قدم می زند.

سروان توپولوف ]با صدایی آرام [: سربازانِ من !

سربازان  ]با صدایی آرام[ : بله قربان ؟

سروان توپولوف ]با صدایی بلندتر[ : سربازانِ من؟

سربازان  ]با صدایی بلندتر[ : بله قربان ؟

سروان توپولوف ] با صدایی بلندتراز قبل[: سربازانِ من؟

سربازان  ] با صدایی بلندتراز قبل[: بله قربان ؟  

سروان توپولوف : خوب گوش هایتان را باز کنید.

جهت مطالعه کامل این نمایش نامه به ادامه مطلب بروید

 

ادامه نوشته

دانلود نمایش نامه روزبان سی ام فروردین و آقای سعدی

دانلود نمایش نامه روزبان سی ام فروردین و آقای سعدی

روزبان : نیست بریم

سی ام فروردین : صبر کنیم میاد البته من مطمئنم اومده ...

روزبان : نمیاد بیا بریم من کار دارم ، سه ساله...

سی ام فروردین : قول دادی بهونه نمی گیری .. صبر کن دیگه

روزبان : آخه اون روز ظهر بود الانم ....

جهت مطالعه کامل نمایش نامه به ادامه مطلب مراجه نمایید

ادامه نوشته

نمایشنامه کمدی : قهوه خانه قنبر

نمایشنامه :

کمدی قهوه خانه قنبر

نوشته : خداداد رضایی

                   قهوه خونه هم قهوه خونه قديمي، از صبح تانصف شو اي قهوه خونه

                 پرتا پر مسافر بي ،  همه جور آدم  ،  از جاشواي خسته از دريا واگشته

                  بگير تا  تجارهايي كه  از  بالاسون  سي تجارت  و  معامله  مي اومدن

                 او موقع كه مثل  الان نبي هتل  مُتل  و نمي دونم اي همه رستوران  باز

                 نشده بي ،  ديه كسي سراغ  ما نمي گيره  ،  از صبح تا  نصف شُو بايد

                 بشينيم و پشه خودمون بزنيم تا بلكم يه بخت برگشته بيا يا نه .

 نمایشنامه را در ادامه مطالعه نمائید

ادامه نوشته

نمایشنامه "شلیک آخر"

شلیک آخر

نوشته : عبدالرضا حیاتی

( در ادامه مطلب )

ادامه نوشته

مرگ ‌بازی

نوشته: محمدرضا قاسمی

برداشتی آزاد از شعر "غلتِ‌ نازی، منُ‌ دکترُ‌ مداد‌ِ زردم‌" سروده "حسین پناهی‌"
براى‌ جغد بی‌پناه قصه‌ها


اشخاص بازی:

مرد
رویا
دکتر
ادامه نوشته

فردای میهن(نمایشنامه)

شخصیت ھا بھ ترتیب ورود به صحنه:

میرزا

مشھدی خداداد

میھن

دَده بالا

امیرالتجّار

حاجیھ خانم

کارگر اول

کارگر دوم

مرد بازاری

صدیقھ خانم

زن

دکتر

برای دریافت کتاب اینجا را کلیک کنید

من کسی را نکشته‌ام، لطفاًًً مرا بکشید!

شخصیت‌های نمایش:

آقای ژان
هی
های


صحنه تاریک است، نور صحنه می‌‌آید. مردی که موهایش را کاملاً تراشیده، زیر نور نمایان می‌‌شود، نور می‌‌رود، نور دیگری روشن می‌‌شود. یک توده سیاه بزرگ روی چهارپایه‌ای بلند که بی‌‌شباهت به یک مرد چاق سیاه‌پوش با کلاهی عجیب نیست، پشت به تماشاچیان نشسته است. صدای سه ضربه محکم چکش می‌آید....
ادامه نوشته