X
تبلیغات
نمایشنامه

نمایشنامه

نمایشنامه

نمایشنامه کمدی : قهوه خانه قنبر

نمایشنامه :

کمدی قهوه خانه قنبر

نوشته : خداداد رضایی

                   قهوه خونه هم قهوه خونه قديمي، از صبح تانصف شو اي قهوه خونه

                 پرتا پر مسافر بي ،  همه جور آدم  ،  از جاشواي خسته از دريا واگشته

                  بگير تا  تجارهايي كه  از  بالاسون  سي تجارت  و  معامله  مي اومدن

                 او موقع كه مثل  الان نبي هتل  مُتل  و نمي دونم اي همه رستوران  باز

                 نشده بي ،  ديه كسي سراغ  ما نمي گيره  ،  از صبح تا  نصف شُو بايد

                 بشينيم و پشه خودمون بزنيم تا بلكم يه بخت برگشته بيا يا نه .

 نمایشنامه را در ادامه مطالعه نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 11:5  توسط محمد غلامعلیان  | 

نمایشنامه "شلیک آخر"

شلیک آخر

نوشته : عبدالرضا حیاتی

( در ادامه مطلب )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 3:27  توسط محمد غلامعلیان  | 

مرگ ‌بازی

نوشته: محمدرضا قاسمی

برداشتی آزاد از شعر "غلتِ‌ نازی، منُ‌ دکترُ‌ مداد‌ِ زردم‌" سروده "حسین پناهی‌"
براى‌ جغد بی‌پناه قصه‌ها


اشخاص بازی:

مرد
رویا
دکتر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 21:4  توسط محمد غلامعلیان  | 

فردای میهن(نمایشنامه)

شخصیت ھا بھ ترتیب ورود به صحنه:

میرزا

مشھدی خداداد

میھن

دَده بالا

امیرالتجّار

حاجیھ خانم

کارگر اول

کارگر دوم

مرد بازاری

صدیقھ خانم

زن

دکتر

برای دریافت کتاب اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:59  توسط محمد غلامعلیان  | 

من کسی را نکشته‌ام، لطفاًًً مرا بکشید!

شخصیت‌های نمایش:

آقای ژان
هی
های


صحنه تاریک است، نور صحنه می‌‌آید. مردی که موهایش را کاملاً تراشیده، زیر نور نمایان می‌‌شود، نور می‌‌رود، نور دیگری روشن می‌‌شود. یک توده سیاه بزرگ روی چهارپایه‌ای بلند که بی‌‌شباهت به یک مرد چاق سیاه‌پوش با کلاهی عجیب نیست، پشت به تماشاچیان نشسته است. صدای سه ضربه محکم چکش می‌آید....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:52  توسط محمد غلامعلیان  | 

بازي با كلمات يا رمز گشايي از يك واقعيت تلخ

آدم ها :
           
يك بانوي جوان

صحنه :
          
يك فضاي باز و كاملا سفيد كه در كنجي از آن يك تاب قرمز ديده مي شود ... دريايي مواج و مرغان خوش آواز دريايي در تدارك قوت روزانه ... صدايي شبيه بمب ... فضا دود گرفته و ناپيداست و گويي بانويي درخشنده و غريب به اينجا افتاده است . او بر مي خيزد با دردي و جيغي ژرف و هولناك... نمي داند چرا اينجاست و اينجا كجاست ؟!
بانو در خود مي پيچد از همان درد ناشناخته و بي درمان و از خود گشاده مي شود رو به سوي صداي پرندگان جيغ و گرسنه ... مي ايستد و دست مي كشد بر خنكاي تن تاب با ترديد ... بر آن مي نشيند و خود را سواري مي دهد و بر لبانش تلخي زدوده مي شود و نم نمك تبسمي رو به نسيم سحرگاهي مي كند ... دست بر مي دارد بر مرغان دريايي و جيغي بلند و پرنده گون در همنوايي آنان و ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:44  توسط محمد غلامعلیان  | 

نمایشنامه "ابریشم بانو "

نویسنده: عزت اله مهرآوران

یاد باد زنان بیوه‌ای که از شرم و شجاعت باکره مقدس شدند ... مادران بی‌فرزند ...

بازيگران
ابريشم ـ 35 ساله، تكيده، بالا بلند، سيه‌چهره، با چشماني سياه در حدقه.
خوش بُرِش «به جاي جريره و فرنگيس، در خيالش بازي مي‌كند»....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:14  توسط محمد غلامعلیان  | 

متن نمايشنامه تنها راه ممكن نوشته محمد يعقوبي

 صحنه تاريك است. صداي زير از باندهاي صداي صحنه شنيده مي‌شود.) [1]
صدا: مهران صوفي نمايش‌نامه‌نويس در سال 1337 در خانواده‌اي متوسط در شهرستان لنگرود به دنيا آمد. او در سال 1355 پس از قبولي در كنكور دانش‌گاه به تحصيل در رشته‌ي مترجمي زبان فرانسه پرداخت. از سال دوم ورود به دانش‌گاه به هنر تئاتر علاقه‌مند شد و كار خود را با بازي در تئاترهاي دانش‌جويي آغاز نمود. زمان تحصيل وي مصادف شد با وقوع انقلاب ايران در سال ......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:58  توسط محمد غلامعلیان  | 

متن نمايشنامه قرمز و ديگران نوشته محمد يعقوبي


پرده‌‌ي اول
صحنه: قرمز
يكي روي نيمكتي خوابيده، يكي روي نيمكتي ديگر دارد روزنامه مي‌خواند. يكي دارد...و روي يك نيمكت مردي كه سراپا قرمز پوشيده نشسته است. بالاي چهل و پنج سال به نظر مي‌رسد. يك تكه مقوا در دست دارد كه روي آن با خط قرمز نوشته شده: اگر تصميم گرفته‌ايد خود را .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:53  توسط محمد غلامعلیان  | 

نمایشنامه "دفاع من "

" دفاع من " نمایشنامه کوتاهی است از وودی آلن، نمایشنامه نویس و فیلمساز برجسته ایتالیایی. این نمایشنامه را    مجتبی گل محمدی به زبان فارسی برگردانده است

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:40  توسط محمد غلامعلیان  |